جمعه به جمعه چشم من منـتـظر نگاهِ تو کی دل خسته ام شـود مـعتکف پناهِ تو زمزمهی لبان من این طلب است از خدا کاش شوم من عاقبت یک نفر از سپاهِ تو تعجیل درظهورپنج #صلوات بیشتر »
آرشیو برای: "اردیبهشت 1397"
#تلنگر برای تشییع جنازهی زنی رفته بودم ،دیدم اطراف میت شلوغ بود ، صدایشان بلند بود.. یکی میگفت کفن را این طرفی بیاورید ،تا خوب پوشیده شود . دیگری دنبال محارم جنازه بود ، برای دفن . صداها بلند بودند و بلندتر میشد ، حریص و جدی بودند برای دفن… بیشتر »
?درست هشت ماه بعد از مراسم عروسی آمده بودند برای طلاق! زن هاج و واج بود وباصدای بلند گریه میکرد، اما مرد خونسرد وبی توجه به اشک های جان سوز زن نشسته بود “چرا میخوای طلاقش بدی؟” وقتی این سوال رو از مرد پرسیدم نیشخندی زدو گفت : عاشق یکی دیگه… بیشتر »